| ثابت کن اینطور نیست!
اول از همه بگم که مسئله یا مشکل من اصلا با احمدینژاد نیست! این موضوع در ادامه هم مشخص میشه. یکی از روشهای سیاسی که احمدینژاد در این سالها استفاده کرده، چیزی هست که من اسمش رو میگذارم "ثابت کن اینطور نیست"! ماجرا از این قرار هست که اون همیشه تو موقعیتهای حساس میاد و یک اتهام بزرگ به طرف مقابل میزنه! البته شبیه به اتهام نیست! چون با یک حالت یقین و قاطعیت و طوری به شکل خبر، موضوع رو مطرح میکنه که انگار قبلا بارها اثبات شده! و چون این کار رو در رسانههای عمومی انجام میده باعث میشه طرف مقابل شروع به دفاع از خودش بکنه و از اینجا تفریح اصلی شروع میشه! فرض کنید اون میاد و میگه شما "خراب" هستید!! یعنی مشکلات جنسی فلان دارید و .... بله! حالا چون این موضوع رو در سطح وسیعی مطرح کرده، شما برای حفظ آبروی در حال از دست رفتن، شروع به دفاع از خودتون میکنید که نه اینطور نیست و اون دروغ میگه! و اما در حالی که شما دارید این چیزها رو ثابت میکنید، اون میشینه به شما میخنده که دارید تمام سعیتون رو میکنید تا ثابت کنید "خراب" نیستید!! ها!ها! میبینید؟ واقعا تفریح جالبیه! البته میتونه همیشه فقط برای تفریح نباشه! بالاخره شما چون در حال اثبات "خراب" نبودن خودتون هستید (!) حسابی سرتون شلوغه و فرصت خیلی کارهای دیگه رو پیدا نمیکنید و یا ممکنه از کاری که در حال انجامش بودین فعلا صرف نظر کنید! (مثل ماجرای هولوکاست یا اینکه زن تو تقلب کرده یا تو پول دیگران رو خوردی یا فلانی و کل خانوادش همه دزدن! یا چیزهای دیگه! آخه اگه فلانی دزده، تو که میدونستی چرا نرفتی به دادگاه بگی؟ اخفای ادله جرم مگه جرم نیست؟!) اما! چیزی که در تمام این ماجرا از همه جالبتر هست اینه که این وسط، احمدینژاد چندان مقصر نیست!! اون فقط داره یک حرف بیاساس میزنه! مثلا میلیونها حرف بیاساسی که میلیونها آدم هر روز میزنن! با این حساب گناه چندان بزرگی نکرده! اما چیزی که باعث میشه شما به تکاپو بیوفتید، فکر دیگرانی هست که بالاخره این حرف بیاساس رو میشنون و ممکنه بر اساسش نتیجهگیری یا تصمیمگیری کنند! در واقع شما فقط از اون مردم میترسید! و در واقع مشکل اصلی شما این نیست که یک نفر حرف بیاساسی رو به شما نسبت داده! بلکه مشکل شما این هست که افراد بسیار زیادی (که به هر دلیل برای شما اهمیت دارن) هستند که صرف دریافت یک خبر، فرض رو بر صحت او میگذارند و بدون هیچ تفکر یا تحقیقی اون رو باور میکنن و حتی اگر هم بخواهند در موردش شک کنند، اساسا راههای بررسی صحت مطالب رو بلد نیستند! در نتیجهگیری کلی مشکل شما فقط افراد بیخردی هست که متاسفانه جمعیت زیادی رو تشکیل میدن و در نهایت فکر و تصمیم آنها در کار شما اثری داره. این وسط احمدینژاد فقط با یک هوشمندی خوب توانسته از یک نقطه ضعف عظیم و گسترده استفاده کنه. اول هم گفتم که اصلا بحث من احمدینژاد نیست و اساسا هیچ کس نمیآد در مورد اون حرف بزنه تا وقتی موضوعات مهمتری برای حرف زدن هست! خوب حالا شما بیاین راهحلی برای این جمعیت شاید میلیاری ابله بدین! موفق باشید!
::samic::
+ نوشته شده در فروردین هزار و سیصد و نود توسط سمیک | بحث و نظر
دیکتاتور؟!
هنوز نیم ساعتی به سه مانده بود که یک گروه از زیر پنجرهی ما رد میشد و شعار میداد "مرگ بر دیکتاتور". آبدارچی شرکت داشت کنار من از پنجره نگاه میکرد. جوان با همان لهجهی اصیلاش پرسید "مرگ بر چی چی؟"
::samic::
+ نوشته شده در بهمن هزار و سیصد و هشتاد و نه توسط سمیک | بحث و نظر
قویترین سیستم رمزگذاری جهان
نزدیک به ۲۰ سال از پیادهسازی OpenPGP گذشته اما هنوز چندان رایج و عمومی نیست! فکر کردم مهمترین دلیلش کمی پیچیده بودن و از طرف دیگه نبود یک معرفی و آموزش ساده باشه. OpenPGP یک پروتکل رمزنگاری بسیار پیشرفته و فوقالعاده قویه! با اینکه ۲۰ سال از معرفیش گذشته اما هنوز یک گزارش هم در مورد شکستن اون دیده نشده! حتی گزارشهایی وجود داره که سازمانهای امنیتی بزرگ مثل FBI و NSA در مواردی که نیاز بوده، نتونستن فایلهای رمز شده با این روش رو باز کنند! خلاصه اگه از من میشنوید این سیستم کاملا قابل اطمینانه و از بزرگترین هکرها تا سازمانها و کشورها نمیتونن کاری در مقابلش بکنن! آخر این مطلب لینکهایی در این مورد هست. OpenPGP استانداردی برای نوعی از رمزگذاری به نام «رمزگذاری نامتقارن» هست. عموما اگر شما احتیاج به رمزگذاری داشته باشید، فایل رو Zip میکنید و روی اون پسورد میگذارید. این روش متقارنه چون برای رمز کردن و رمزگشایی از یک کلید استفاده شده. در روش نامتقارن دو کلید وجود داره. یکی کلید عمومی و دیگری کلید خصوصی. هر چیزی که با یکی از این کلیدها رمز بشه، فقط با کلید دیگه باز خواهد شد. هر کسی یک جفت کلید مخصوص خود دارد. شما کلید عمومی رو به همهی دوستان و کسانی که ارتباط دارید میدین و حتی روی اینترنت یا سرورهای مخصوصِ این کار آپلود میکنید اما کلید خصوصی رو برای خودتون و در جایی امن نگه میدارید. روش کار به این شکله که وقتی من میخوام برای آقای الف فایلی رمز شده رو بفرستم، در مرحله اول باید کلید عمومی آقای الف رو بدست بیارم. برای این کار یا از خودش میخوام که برام بفرسته، یا ID کلیدش رو بهم بده تا کلید رو از اینترنت بگیرم، یا اسم یا ایمیلش رو توی یکی از سرورها سرچ میکنم تا کلیدش رو پیدا کنم. در مرحله دوم، فایل مورد نظر رو با «کلید عمومی آقای الف» که گرفتم رمز میکنم و فایل رمز شده رو براش میفرستم. در مرحله سوم و آخر آقای الف فایل رمز رو با کلید خصوصی خودش باز میکنه. البته ماجرا در عمل خیلی سادهتره چون همهی کارها رو برنامهها خودکار انجام میدن! برای فهم راحتتر، این شکل رو ببینید کار دیگهای که با این روش انجام میشه، امضا کردن هست. امضا کردن برای اینه که طرف مقابل مطمئن باشه چیزی که براش فرستاده شده حتما از طرف شما و نه از هیچ کس دیگهای فرستاده شده. روش کار برعکس بالاست. عکس رو ببینید توضیح دیگه اینکه PGP یا GnuPG که بهش GPG میگن هر دو برنامههای پیادهسازی OpenPGP هستند و تنها با این تفاوت که اولی پولی و دومی رایگانه! خوب حالا که توضیحات اولیه رو دادم بریم سراغ برنامه که خودش همهی این کارها رو انجام میده. ما اینجا از برنامهای به اسم GPA استفاده میکنیم که تقریبا راحتترینه! برای ویندوز به سایت www.gpg4win.org برید و فایل برنامه رو دانلود کنید و نصب کنید و در آخر، برنامه GPA رو اجرا کنید. چون شما الان کلید ندارید، همون اول بهتون پیشنهاد میده که کلیدهاتون رو بسازید! قبول کنید! در پنجرهای که میاد، تنظیمات بالای صفحه رو رها کنید و اسم کاملتون رو در جای خودش بنویسید. ایمیل رسمی خودتون رو هم زیرش بنویسید. Expire رو علامت نزنید و Ok کنید. برنامه از شما Passphrase میخواد. یک عبارت رمز درست و حسابی بنویسید. اگه برای همچین امنیتی میخواین رمزتون رو بگذارید ۱۲۳۴۵، بهتره همین الان این صفحه رو ببندید و کلمه security رو تو گوگل سرچ کنید! لطفا password ندین! passphrase بدین! حداقل چیزی شبیه به این "#109 Hamishe_shomare-YEKE?!" . بعد از این مرحله برنامه شروع به تولید کلیدها میکنه. این کار ممکنه زمانبر باشه و از طرف دیگه چون برنامه به مقدار زیادی عدد تصادفی نیاز داره، از حرکات موس و دکمههای کیبورد که شما میزنید استفاده میکنه. پس راحت برید کارهای دیگه رو مثل تایپ یا اینترنتگردی انجام بدین! کلید شما آماده شده. روی اون یک کلیک کنید و نگاهی به خصوصیاتش در پایین صفحه بندازید. هر کلیدی یک fingerprint داره که این اثر انگشت کاملا منحصر به فرده و برای چک کردن کلید استفاده میشه. هشت کاراکتر آخر اون به اسم Key ID خونده میشه که اکثرا منحصر به فرده و بیشتر برای گرفتن کلید از اینترنت استفاده میشه. مثلا Key ID من 109F2591 هست. برای گرفتن کلید عمومی من در حالی که به اینترنت وصل هستید از منوی Server گزینهی Retrieve Keys رو بزنید و ID بالا رو بدین تا کلید عمومی من به مجموعه کلیدهای شما اضافه بشه! روی کلیدتون کلیک راست کنید و گزینهی Export رو بزنید و مسیر ذخیره رو به برنامه بدین. این فایل کلید عمومی شماست! میتونید با Notepad بازش کنید و ببینیدش! این فایل رو میتونید به دوستانتون بدین. دوباره روی کلید کلیک راست کنید و گزینهی Backup رو بزنید و مسیری به برنامه بدین. این فایل کلید عمومی به اضافه کلید خصوصی شماست! این فایل رو در یک جای امن نگه دارید و مواظب باشید دست کسی بهش نرسه! دوباره روی کلیدتون کلیک کنید و از منوی Server روی گزینه Send Keys کلیک کنید تا کلید عمومی شما برای سرورهای اینترنتی فرستاده بشه و در دسترس همه قرار بگیره. اگر از ویندوز XP استفاده میکنید، روی هر فایلی که کلیک راست کنید، گزینههای Encrypt و Decrypt و غیره رو میبینید. (اگه ندیدین یه ریستارت کنید!) توی ویندوز سون ممکنه این گزینهها نیاد که در این صورت از File Manager خود برنامه استفاده کنید. خوب آموزش تموم شد! البته خیلی موضوعات جالب دیگه هم وجود داره که اگه بخوام اینجا بنویسم دیگه خیلی طولانی میشه و البته کم کم خودتون یاد میگیرید! فقط چند نکته پایانی: ۱- سعی کنید کلید عمومی رو در اختیار همه دوستان و کسانی که باهاشون ارتباط دارید قرار بدین. ۲- از کلید خصوصی و عبارت رمزتون حسابی مراقبت کنید تا دست کسی نیفته وگرنه تمام فایلهایی که تا حالا رمز کردین قابل باز کردن هست. (البته راههایی برای لغو یک کلید برای بعد وجود داره!) ۳- عبارت رمز رو هیچ جا ننویسید! به خصوص توی یک فایل توی کامپیوتر!! حتی برای یک لحظه! فقط اون رو توی مغزتون نگه دارید و فقط وقتی برنامه ازتون خواست، مستقیم توی کادر مربوطه وارد کنید. ۴- روی کامپیوتر آنتیویروس و فایروال قوی و آپدیت بگذارید تا مطمئن باشید هیچ Key-logger یا Trojan کلید شما رو نمیدزده یا عبارت رمزتون رو نمیخونه. لینکها: Wikipedia PGP Security quality How secure is PGP Gpg4win 2.0.4 My Public Key
::samic::
+ نوشته شده در شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه توسط سمیک | بحث و نظر
واژهها از کیبورد میترسند!
خاکستر مرگی که بر روی وبلاگستان مانده، قابل درک است! خشم پشت خاکستر هم! ماههاست که خشم را میتوان هر جایی لمس کرد. به خصوص در صدا! یا بیصدا! توجه کردهاید دیگر جوکی ساخته و گفته نمیشود؟ حتی برای آنها! حال خندیدن نیست. دیگر جوک هم آرام نمیکند! جوکها به ناسزا تبدیل شدهاند و ناسزاها را باید در چشمها خواند! و در دندانها! و البته نه در مشتها چون با کیسههای کوچک و نازک خرید نان و پنیر و تخممرغ و سیبزمینی پر شدهاند. تقویم روی میز، بهار را نشان میدهد. نمیدانم! آن موقع که زمستان نشان میداد، تابستان بود، آن موقع که تابستان نشان میداد، بهار و حالا هم که پاییز شده است! آسمان هم که کارش از مَشک گذشته! عیبی ندارد! چه کسی کاری به کار فصل دارد؟ تقویمها برای این خوب هستند که ورق بزنیم ومناسبتهای جدید پیدا کنیم! مناسبتهای جدید! مناسبتهای جدید!! نه تناسب دارند و نه مناسبند. اما خوب در تقویم که چیز دیگری نمینویسند! ماندهایم منتظر مناسبت! اما روزهای خالی تقویم هم که تا ابد خالی نمیمانند! همهی مناسبتها هم، زمانی یک روز خالی بودند! کیسههای نازک دوام ندارند این که دیگر معلوم است!
::samic::
+ نوشته شده در فروردین هزار و سیصد و هشتاد و نه توسط سمیک | بحث و نظر
سریعترین رسانهی دنیا!
فکر میکنم این ویژگی فقط در ایران صادق باشد! نمیدانم! اما به هر حال چیز عجیبی است! انگار در جامعهی ما یک رسانهی پنهان وجود دارد که بر روی تک تک افراد تاثیر ۱۰۰ درصد میگذارد! البته این رسانه، کاری بزرگتر از پخش کردن اخبار انجام میدهد! عقاید را پخش میکند!
موضوع این است که عقاید در جامعهی ما با سرعتی عجیب و گسترهای فوقالعاده پخش میشوند! بسیار اتفاق افتاده که کسانی را مثلا با یک ردهی سنی خاص دیدهام که در یک موضوع، عقاید واحد دارند! مثلا با یک رنج ۱۰ سال، همه به یک نوع (غیرعادی) به زندگی نگاه میکنند یا برای آیندهشان تصمیم میگیرند! یا بسیار اتفاق میافتد که اکثریت افراد، در یک مدت کوتاه، موضعی واحد میگیرند! چیزی که در این اتفاقها بسیار جالب است دقیقا همین مدت کوتاه و موضع واحد است! میلیونها نفر در عرض چند روز! (حداکثر یک یا چند هفته!) بدون دخالت هیچ رسانهی فیزیکی یا تبلیغی فراگیر، به یک نتیجهی مشترک میرسند و وارد عمل میشوند!
اگرچه این موضعگیریها در همهی زمینهها وجود دارد اما بیشتر از همه در عرصهی سیاست تاثیرش را میتوان دید! از نظر من در تمام حرکات سیاسی فراگیر ایران این ویژگی وجود داشته است! از انقلاب تا دوم خرداد تا همین انتخابات و حوادث اخیر. برای مثال، هر فرد آگاه سیاسی میداند که نتایج همهی انتخاباتهای ایران فقط در هفتهی آخر تعیین میشود! و همیشه ثابت شده که نظرسنجیهایی که از ماهها قبل انجام شده، نتیجهی انتخابات را نشان نداده است! و بسیاری مثالهای دیگر.
علت و روش چنین اتفاقی برای من بسیار عجیب است! شاید نبود رسانهها و صداهای مختلف و آزاد (که دقیقا میتوانند باعث تکثر آرا شوند) در به وجود آمدن نتایج واحد موثر بوده است! شاید شرایط همیشه بسته و موقعیتهای محدود شدهای که فقط یک راه حرکت باقی میگذارند هم در این نتیجه شریک باشند (مثل خانهای که تمام درها و پنجرههایش قفل باشد و وقتی یک روزنه پیدا میشود، همه به سمت آن هجوم میبرند) شاید عوامل محیطی یکسانی که در همه جا گسترده شده باعث نتیجهگیریهای یکسان میشود! شاید هزار دلیل دیگر!
اما چیزی که بسیار مهم است، وجود این رسانهی پنهان است! این رسانهی غیرفیزیکی میتواند باعث شود که افراد بسیار زیادی در مدت کوتاهی به یک نتیجهی واحد برسند و همزمان به آن عمل کنند! ایدهی "هر ایرانی یک رهبر" دقیقا توصیف کننده چنین شرایطی است. لازم نیست کسی نقشه بکشد تا دیگران به آن عمل کند! همه در یک لحظه، یک نقشه میکشند و حرکت میکنند!
موضوع مهم دیگری هم وجود دارد! میتوان روزنامهها را بست، خبرنگاران داخلی را زندانی و خارجیها را اخراج کرد، فیلترینگ شدید و کاهش سرعت را بر اینترنت اعمال کرد، پارازیتهای قوی بر روی ماهواره انداخت و کارهایی اینچنین! اما با یک رسانهی غیرفیزیکی و بسیار سریع، هیچ کاری نمیتوان کرد! ::samic:: + نوشته شده در مهر هزار و سیصد و هشتاد و هشت توسط سمیک | بحث و نظر
|